عز الدين حسينى زنجانى
140
معيار شرك در قرآن (فارسى)
دين است و در دين واسطه قرار دادن تنها نياز به اذن الهى دارد و اگر بدون اذن او باشد ، ديگر آن دين هم ساخته و پرداخته خيال باطل خود مىشود . در اين مورد نيز آنها دو گروه بودند : گروه اوّل ، آنانى كه بتها را به طور مستقل پرستش و در برابر آنها تضرّع و زارى مىكردند و از آنها استمداد مىجستند بدون اين كه آنها را واسطه قرار دهند . دوم ، مشركانى كه از پيش خود حلالها را حرام مىنمودند بدون اين كه از ناحيهء خدا اذنى داشته باشند و خداوند در آيهء شريفه مىفرمايد : « سَيَقولُ الّذينَ اشْركُوا لَوشاءاللَّه ما اشْركنا و لا آباؤنا وَ لاحَرَّمْنا مِنْ شىء كذلِك كَذَّب الّذينَ مِنْ قَبْلِهم حَتّى ذاقوا بَأسَنا قُلْ هَلْ عِنْدكُم مِنْ عِلْم فَتُخْرِجُوهُ لَنا انْ تَتّبِعونَ الّا الظَّن وَ انْ انْتُم الّا تَخْرِصون قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البالِغَة فَلَوشاءَ لَهَداكُم اجمَعين قُلْ هَلُمَّ شُهَداءكُم الّذينَ يَشْهَدون انَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا فَان شَهِدُوا فَلا تَشْهَدُ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبعْ اهْواء الّذينَ كَذَّبوا باياتِنا وَ الّذينَ لايؤمِنونَ بالآخِرة وَ هُمْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ » « 1 » ؛ به زودى مشركان ( براى تبرئه خويش ) مىگويند : اگر خدا مىخواست نه ما مشرك مىشديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مىكرديم . كسانى كه پيش از اينها بودند نيز همينگونه دروغ مىگفتند و سرانجام ( طعم ) كيفر ما را چشيدند . بگو آيا دليل قاطعى ( بر اين موضوع ) داريد ؟ پس به ما ارائه دهيد . شما فقط از پندارهاى بىاساس پيروى مىكنيد و تخمينهاى نابه جا مىزنيد .
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيههاى 148 - 150 .